الملا فتح الله الكاشاني
333
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
الحصول دفع آن واجبست امرى ضروريست و احتياج بدليل ندارد و دليل نقلى كتابست و سنت اما كتاب كقوله تعالى ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً و قوله * ( فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ) * و قوله اذْكُرُوا اللَّه ذِكْراً كَثِيراً وَسَبِّحُوه بُكْرَةً وَأَصِيلًا و قوله لنبيه قُلِ اللَّه ثُمَّ ذَرْهُمْ و اما سنت بسيار است و ذكر آن مفضى با طناب و اينجا بر ترجمه بعضى از روايات اختصار ميرود از ابى عبد اللَّه ع روايتست كه حق تعالى فرموده كه هر كه به جهت مشغولى او بذكر من از رفع مسئله خود به من غافل شود افضل آنچه از من توقع داشته باشد به او عطا نمايم و نيز صادق ع فرموده كه در حديث قدسى آمده كه هر كه ياد من كند در مجمع مردمان من ياد او كنم در مجمع فرشتگان و نيز فرموده هر چيز بر احدى و نهايتى هست مگر ذكر من كه او را حدى نيست كه به آن منتهى شود و بعد از آن فرمود كه پدرم ع كثير الذكر بود بر وجهى كه در رفتن و نشستن و طعام خوردن و مكالمه كردن با مردمان در ياد خدا بودى و من پيوسته ميديدم كه لسان او بحنك ملصق شده بود و ميگفت لا إله الا اللَّه و ما را جمع ميكرد و بذكر قراءة امر ميفرمود تا كه آفتاب طلوع ميكرد و ميگفت كه در خانهء كه در او ذكر و قراءة بسيار باشد حقتعالى بركت در آن زياد كند و ملائكه در آن حاضر شوند و شياطين از آن فرار نمايند و آن خانه روشن و درخشان باشد از براى اهل آسمان مانند درخشيدن ستارگان از براى اهل زمين و هر خانه كه در او ذكر خدا نكنند و قراءة قرآن ننمايند بركت آن كم شود و ملائكه از آن هجرت كنند و شياطين در آن حاضر شوند و بعد از آن فرمود كه مردى نزد پيغمبر ص آمد و گفت يا رسول اللَّه بهترين اهل مسجد كدامند فرمود اكثرهم ذكرا هر كه ذكر او بيشتر باشد و ابو بصير از ابى عبد اللَّه ع روايت كرده كه شيعهء ما كسانيند كه در خلوة ذكر خدا بسيار كنند و نيز فرموده كه حق تعالى بموسى خطابكرد كه ذكر مرا بسيار كن در شب و روز و در حالت ذكر خاشع و خاضع باش و از حضرت رسالت ص مرويست كه چهار چيزند كه غير مؤمن به آن اقدام نمينمايد يكى صمت و اين اول عبادتست دوم تواضع براى خدا سيم ذكر او سبحانه در همهء احوال چهارم قلة مال و صادق ع فرموده كه مؤمن بهر ميتهء فوت شود از غرق و هدم و سبع و صاعقه و غير آن و اما اگر ذاكر خدا باشد به اين نوع ميته هلاك نشود و در بعضى احاديث قدسيه وارد شده كه هر بندهء كه من مطلع شوم بر قلب او و غالب بر او تمسك او باشد بذكر من او را سياست نكنم و هميشه جليس و انيس و مكالم او باشم و از حضرت رسالت ص ماثور است كه حق تعالى به من خطاب فرمود كه اگر بنده بذكر من مشغول باشد و نفس او ارادهء خطيئهء نمايد من حايل شوم ميان نفس او و خطيئه او و نگذارم كه هيچ معصيتى از او صادر شود و اگر جماعتى در زمين مستوجب آن شده باشند كه عقوبت من بر ايشان نازل شود و در ميان ايشان يكى ذاكر من باشد من به جهت ذكر او آن عقوبت را از ايشان بگردانم و نيز از آن حضرت مرويست كه موسى ع از حق تعالى سؤال كرد كه بار خدايا تو نزديكى به من تا با تو راز